|
بندگی پروردگارمه من هیچ فعالیت دیگه ای به نظرم نمی رسه چه رنگی داشت که همه چیزو انقدر قشنگ کرد همه چیز اونطوری شد که باید می شد قرار نداشتم تا رسیدم به قرارم خدا گفت : رابطه ات رو با من درست کن من بقیه رو درست می کنم نسبت خوشحالی هام به غیرش مثل بی نهایت به چیزی هست که نیست بگید فرشته ها تو گوش های هم پچ پچ کنن بگن که امید گفته : اگه ذره ذره بشم و هر ذره ام تا ابد ذره ذره نمی تونیم حس ممنون بودنمو بهش بگیم نوری بود که آبادمون کرد امنمون کرد ، بهمون قرار داد و من که خوب نبودم اون خوب بود، به خودش قسم راه رفتن رو آب ، پرواز ... اینا چیه تو هر لحظه می دونیم چی درست ترین کاره ، همه درستی ها با بوهای خوب دورمون می چرخن ، چه قشنگن خوبی ها دورمون چه قشنگ می چرخن ، بدی ها و خوبی ها چه خوب از هم جدا شدن منظره ها شفاف و روشنن ، تمیز و قشنگ ببین چه همه چیز قشنگه + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 13:58 آدمی هست که دوستتون داره
|
| ||||||