| تو شهر وجودش ، تو فکرش پادشاهی می کنه روی تمام اژدهاهاش افسار انداخته ، سواری می دن همون اژدهاهایی که از دهنشون آتیش میومد هر کاری دارن میان اجازه میگیرن نه ، وقتی اومد رو تخت دیگه پایین برو نیست + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 5:30 آدمی هست که دوستتون داره
|
| ||||||