|
حرف مداح ها و مرثیه خون ها رو گوش نکنید حرف موعظه گر ها رو گوش نکنید خدا هست ، تو قرآن حرف هاش رو زده ( و البته حدیث مکمل نسبی قرآن هست ) یعنی قرآن با حدیث بهتر فهمیده میشه ، حدیث لازم هست و کافی نیست . اصل بر قرآن . بعضی موعظه گر ها ، مداح ها و مرثیه خون ها برای گرم کردن بازار یا به دلایل محترم برای خودشون یا هر دلیل دیگه از طرف خدا حرف می زنن جوری صحبت می کنن که خدا اونجوری صحبت نمی کنه اون میگه ، تو باور نکن ، اگه نماینده های خدان نشونه هاشون کو ؟ اونا خدای تو ذهن خودشونو می گن ، یه چیزایی که خودشون ساختن می دونی راستی یه سوال . اونایی که نوحه می خونن و مرثیه می خونن پول هم می گیرن ؟ + این ها فکرهای پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 7:21 آدمی هست که دوستتون داره | زندگی آسون نیست هرگز آسون نیست تموم + این ها فکرهای چهارشنبه دهم شهریور 1389 21:52 آدمی هست که دوستتون داره |
یه استادی داریم به اسم آقای رستمی بهش می گیم استاد الف چی میشه ؟ میگه ب میشه ب هر سوالی ازش بپرسی جواب یه سوال دیگه رو میده یه نفر دیگه هست هر چی ازش می پرسی یه بهونه ای میاره در مورد بهونه اش که حرف می زنی یه بهونه دیگه میاره یعنی چی ؟ کی می خوان مسئولیت کارهاشون رو بپذیرن ؟ بعضی بچه ها بهتر از این آدم بزرگان من وقتی متوجه میشم یه نفر اینجوریه تا وقتی تغییر نکنه روی مسئولیت دادن بهش فکر نمی کنم ممکنه فکر کنن فرار کردن ، اما دارن پشت خودشون قایم میشن ، اما جا نمیشن ، از خودشون فرار می کنن نه از چیزی که می خوان فرار کنن رو موضوعای جدی اصلا باهاشون وارد عرصه نمیشم . با این رفتارشون از دست می دن من هیچ آدم خاصی نیستم ، اما این حق رو دارم کسایی که باهاشون کار می کنم رو انتخاب کنم + این ها فکرهای جمعه پنجم شهریور 1389 5:41 آدمی هست که دوستتون داره | یه چیزی هست می گن خیلی عالیه بعد که می رسی بازم بعد یه مدت عادی میشه خاصیت آدم اینه یه سری چیزا هستن عادی نمیشن + این ها فکرهای جمعه پنجم شهریور 1389 2:27 آدمی هست که دوستتون داره | شنا رو تو آب یاد می گیریم کار رو موقع انجام دادن؟ + این ها فکرهای دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 2:50 آدمی هست که دوستتون داره | بیرون مسئله ها بودم به همین خاطر خوب حلشون کردم فقط از توی مسئله نمیشه مسئله رو حل کرد + این ها فکرهای دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 2:45 آدمی هست که دوستتون داره | از پشت شیشه رنگی چیزا رنگی دیده میشه + این ها فکرهای دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389 2:14 آدمی هست که دوستتون داره | دچار تشنگی نکردن بهتره تا تشنه کردن و آب ندادن + این ها فکرهای دوشنبه هجدهم مرداد 1389 5:1 آدمی هست که دوستتون داره |
به این نتیجه رسیدم که احمق ترین مردم کسیه که فکر می کنه از همه بیشتر می دونه و بدترین مردم کسیه که فکر می کنه از همه بهتره + این ها فکرهای پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389 22:16 آدمی هست که دوستتون داره | ناخودآگاه آدما خيلي جاي جالبيه، دليل اصلي و ريشه اي خيلي از دوس داشتنا و احساساتي كه انگار دليلشونو نمي دونيم + این ها فکرهای یکشنبه دهم مرداد 1389 0:59 آدمی هست که دوستتون داره یه قصری که نیست بهتره یا یه کلبه که هست؟ + این ها فکرهای سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 18:30 آدمی هست که دوستتون داره پا لزوما چیزی نیست که ما داریم ، بدن
مار پاشه خواب در بخشی از انتقال معناش به این زبون حرف می زنه + این ها فکرهای یکشنبه بیستم تیر 1389 20:22 آدمی هست که دوستتون داره گاهی اوقات 2 تا 2 بهتره گاهی اوقات یه 4 + این ها فکرهای یکشنبه بیستم تیر 1389 5:12 آدمی هست که دوستتون داره درک رفتار مقابله شونده در مقابله ها بسیار موثره سوسک ، مهاجم نیست ، می ترسه حرکت هاش لوش میده + این ها فکرهای شنبه نوزدهم تیر 1389 2:21 آدمی هست که دوستتون داره جاهایی که حساب و کتاب وجود نداره برنامه ریزی های معمولی جواب نمیده + این ها فکرهای پنجشنبه هفدهم تیر 1389 18:22 آدمی هست که دوستتون داره در طی مطالعه یادداشت می کنم و در نهایت دوره یه دوره طلایی که می تونه دریافت رو از 30 به 80 برسونه برای من + این ها فکرهای شنبه پنجم تیر 1389 21:37 آدمی هست که دوستتون داره هزار بیل خراب یا یه بیل سالم ؟ + این ها فکرهای پنجشنبه سوم تیر 1389 22:9 آدمی هست که دوستتون داره
چیزی که بهش می گن موسیقی یک اثر و ارتعاش موازی و هم ارز هست در یک لایه در واقع رنگ ، دست خط ، نقش و ... همه ارتعاش و اثر هستند هر کدوم در لایه های خود اثر و ارتعاش ، از طیف مقداری رو بر میداره ، مقداری رو می زاره و سوال من اینه ؟ آیا هر یک از طیف های لایه های وجود قابل قطعه شدن هست ؟ یا در هر ذره کوچک ذره کوچک تری هست ؟ آیا اصلا این فرض ذره قایل شدن برای یه طیف درسته ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 1:41 آدمی هست که دوستتون داره
از پله ها که بالا میرم پله قبلی پایین تر به نظر میاد یه راه که به سمت بالا میره اینجوریه ؟ + این ها فکرهای سه شنبه هجدهم خرداد 1389 3:12 آدمی هست که دوستتون داره توی خوب ب هست توی بدهم ب هست با خوب ب خوب نشد با بد ب بد نشد + این ها فکرهای شنبه هشتم خرداد 1389 14:20 آدمی هست که دوستتون داره
من چرا آدمیزادم ؟ آیا آدمیزادم یا در موقعیت آدمیزادم ؟ یا ...؟ من چیم ؟ فقط سوال بود در ذهنم ، اگر به جوابش نرسم هیچ اتفاق بزرگ و کوچیکی تو زندگیم رخ نمیده من دارم خودمو می بافم + این ها فکرهای یکشنبه دوم خرداد 1389 1:52 آدمی هست که دوستتون داره
اگر زندگی کردن رو بلد نیستم ( نرفتم یاد بگیرم ، کسی بهم یاد نداده یا ... ) منطقی به نظر می رسه که انتظار نداشته باشم خوب زندگی کنم زندگی رو تعریف می کنم مواجهه با خارج از خودم امیدوار کننده است ، چون می تونم یاد بگیرم + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 2:38 آدمی هست که دوستتون داره دوستم اینترنت پرسرعت داره و من اینترنتی با سرعت کمتر نسبت به اون ( حدود یک هشتم سرعت اینترنت اون ) یه چیزی رو باید از اینترنت می گرفتم دوستم گفت 20 دقیقه بیشتر طول نمی کشه گذشت و گذشت تا زمانی که خواستم اون چیز رو از اینترنت بگیرم فکر کردم اون گفت 20 دقیقه ، منظورش 20 دقیقه اینترنت خودش بود یا 20 دقیقه اینترنت من به زمان اون 20 دقیقه به زمان من 160 دقیقه این بود اختلاف سرعت انتقال ما نکنه وجود هم سرعت انتقال داره ، نکنه سرعت انتقال جدا از روش انتقال هست ، مثلا ساخته شده از خاک ها فقط ماده مستقیم ، ساخته شده از آتش ها از طریق نور ، همرفتی ، مستقیم مادی ( البته این نظر من هست و توضیح براش دارم ) مربوط : قابل تامل - روز بازگشت با سرعت نور ( من یه اثبات کننده نیستم ) انگار همین دنیاست که تغییر شکل میده تا دنیای بعدی رو به وجود بیاره + این ها فکرهای دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389 1:54 آدمی هست که دوستتون داره
تو شبیه یه اتفاق خوبی که اتفاق افتاد و مرتب برام اتفاق می افتی می بینی چقدر بزرگی ، می بینی ؟ هیچی برای گفتن ندارم از آینده ، حال ، گذشته اس به همین خاطره از آینده برای گذشته تصمیم می گیرم + این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 6:32 آدمی هست که دوستتون داره
من روح قوی می خوام چطور قوی اش کنم ؟ دوست دارم روی نفسم اسکیت سواری کنم آدمیزاده بزرگوار دانا و روشنی هست روشن و صریح راهنماییم کنه ؟ + این ها فکرهای جمعه سوم اردیبهشت 1389 1:21 آدمی هست که دوستتون داره | یه چیز جالبی که در این جایی که فعلا ما هستیم وجود داره اینه که هر اثری عامل داره اگر اثر نامطلوب باشه با پیدا کردن عامل و حذفش می تونیم اثر رو حذف کنیم پیدا کردن عامل اثر نامطلوب و حذف اون به وسیله علم ، البته اگر عامل در دسترس باشه + این ها فکرهای جمعه بیست و هفتم فروردین 1389 3:49 آدمی هست که دوستتون داره اگه کثیف نشه لازم نیست تمیزش کنی اگر مریض نشی لازم نیست درمان کنی + این ها فکرهای دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388 17:1 آدمی هست که دوستتون داره
درست برنامه ریزی کردن هنره و مدیریت صحیح هنر مکملشه + این ها فکرهای شنبه پانزدهم اسفند 1388 2:51 آدمی هست که دوستتون داره اول اطلاع بگیر از جایی که طرفته بعد عمل کن مثلا وقتی قراره بری سربازی باید از نظام وظیفه خبر بگیری چون اون طرفته حرف این و اون هر چی باشه آخر نظام وظیفه طرفته یا وقتی می خوای تو دانشگاه درس بخونی همه قانونا جای خودش ، ببین قانون دانشگاه چیه اینکارو نکنی ، کارو انجام دادی ، حالا باید ببینی نتیجه طبق قانون اونجا چیه + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 21:5 آدمی هست که دوستتون داره واقعیت هایی که روشون نمی تونی تاثیر بذاری رو بپذیر اما اشتباه گرفته نشه بعضی چیزا هستن که میشه تغییرشون داد ، بیشتر چیزا اینطورین با اونا اشتباه گرفته نشه قرار نیست به اسم پذیرفتن واقعیت ، ضرری کنیم که می تونیم جلوش رو بگیریم یکی از شگردهای کلاش ها بازی با این دو قسمته مردم رو اینطوری به اسم پذیرفتن چیزهایی که نمیشه تغییرشون داد خنثی کردن و بعد شروع کردن کاراشونو کردن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 20:12 آدمی هست که دوستتون داره
اگر با چیز جدیدی مواجه شدی و باید باهاش کار می کردی اول بفهم چطور یه قرص ساده دستور مصرف داره هر چیزی دستور مصرف داره ، دفترچه راهنما که شرایط ایده آلش رو میده و شرایطی که خطر میده اگر نداشت دفترچه راهنما و دستور مصرف ، برو پیدا کن ، نبود بسازش ، پیداش کن اینا همه برای وقتی هست که تو می خوای باهاش کار کنی و بدونی می خوای و داری چیکار می کنی توجه شدید به این آیه : سوره اسراء آیه 36 همینطور : سوء تدبیر + این ها فکرهای سه شنبه بیستم بهمن 1388 12:12 آدمی هست که دوستتون داره بعضی بسته ها هستن اگر کامل نباشن بهتره نباشن ناقصشون خطرناکه ، نباشن بهتره تا ناقص عرضه بشن + این ها فکرهای شنبه هفدهم بهمن 1388 5:59 آدمی هست که دوستتون داره
در مبادله ها و مشارکت ها بین دو طرف چیزی بیشتر از اعتماد و اعتبار هم هست ؟ مربوط : Brand یا اعتبار ، روحیه پشت اثر ( قضیه زیتون پرورده ) + این ها فکرهای جمعه شانزدهم بهمن 1388 16:56 آدمی هست که دوستتون داره
زحمت هایی که یه چیز به ما تحمیل می کنه برای اینکه کاری رو انجام بده تعریف می کنیم کار رو اینطور : کاری که اون چیز برامون انجام میده و ثمرها و نتیجه هایی که برامون میاره ، در واقع کاری که میده اگر بخواهیم مثالی بزنیم ، کار میشه میوه و بار میشه مراقبت و نور و آب و خاکی که براش داریم خوب حالا ببین تا کجا برات این نسبت می صرفه بهترین حالت که فکر کنم غیر ممکنه یا شاید غیر ممکنه حالتیه که بار به کار نسبتش صفر بشه . یعنی میوه خالص بدون هیچ زحمت کشیدنی . تا به حال که کم دیدم ، البته انسان رهین عملشه مگر کسایی که ... به نظرم اگر این نسبت زیر یک باشه بد نباشه . بعضی نتیجه ها و میوه ها انقدر خواستنی ان هر باری رو سبک می کنن . رده مطلب ( رده مطلب مورد علاقه من و خلاصه کارهام ) : ستاره دار ها + این ها فکرهای چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 5:10 آدمی هست که دوستتون داره چیزی که با درخواست کردن از دست میدی هرگز برابری نمی کنه با اون چیزی که ممکنه با درخواست کردن به دست بیاری + این ها فکرهای چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 5:7 آدمی هست که دوستتون داره یه سردسته عاقل هیچوقت با دستای خودش گروه و دسته اش رو دو تیکه یا بیشتر نمی کنه + این ها فکرهای دوشنبه دوازدهم بهمن 1388 13:23 آدمی هست که دوستتون داره جواب این سوال بله هست . بله کاملا می تونه غلبه کنه راه داره + این ها فکرهای یکشنبه چهارم بهمن 1388 12:25 آدمی هست که دوستتون داره
ظرف های بیرون زده و صاف ، مایع نمی گیرن ، دیدی؟ ظرف های تو رفته می گیرن ، دیدی؟ فکرهای بیرون زده و پر ادعا و صاف ، معنا نمی گیرن اونایی که می دونن نادونن خالی میشه ظرفشون ، معنا رو می گیرن به عمق درک نادونی ، می خواد دانایی و معنا رو تمدن هایی که بخوان پر بشن ، اول باید بفهمن نادونن ، خالی بشن تا جای یاد گرفتن رو باز کنن قصه برات نمی گم ، شوخی هم ندارم + این ها فکرهای شنبه بیست و ششم دی 1388 18:30 آدمی هست که دوستتون داره تا تو محیط های جدید ورودی صورت نگیره نمیشه خیلی عالی از آفت هاش خبر دار شد البته از تشابه امور میشه پیش فرض هایی داشت اونایی که تو آب افتادن میدونن چیه + این ها فکرهای سه شنبه بیست و دوم دی 1388 17:8 آدمی هست که دوستتون داره
وقتی کنار آدم هایی هستی که سیگار می کشن یا میری خونه هاشون بهترین لباس هات رو نپوش خوشبوترین عطرهات رو نزن چون وقتی کنارشونی یا خونه شون هستی بوی سیگارشون و گردهای سیگارشون ( که نمی بینی بعضی هاشون رو ) می شینه رو لباس هات ، لباس های خوشبو یا خوبت بوی بد و ضرردار و اذیت کننده سیگار رو می گیرن ، دوباره باید بشوری توجه : + این ها فکرهای دوشنبه بیست و یکم دی 1388 7:3 آدمی هست که دوستتون داره علم ، چیرگی است ، دارنده آن قادر به چیرگی ، ندارنده اش چیره شدنی است + این ها فکرهای یکشنبه بیستم دی 1388 19:51 آدمی هست که دوستتون داره
وقتی می خوای بری خرید برو مرکزهای تخصصی شون چند تا مزیت داره اول اینکه کیفیتش بهتره و چون تخصصشون هست تازه تره ، قیمت هاش هم کمتره چون مرکزه مثلا میوه می گیری برو میدون میوه و تره بار مواد پروتئینی می گیری برو مرکز فروش مواد پروتئینی می دونم ، ممکنه نزدیک خونه ات مغازه های معمولی و ... داشته باشه دور باشن مرکز های هر کدوم از جنسهایی که می خوای خوب سوار شو یه سر برو ، ارزششو داره توجه بشه به : Brand یا اعتبار ، روحیه پشت اثر ( قضیه زیتون پرورده ) + این ها فکرهای پنجشنبه هفدهم دی 1388 18:56 آدمی هست که دوستتون داره
می خوام در مورد یه چیزی به اسم اعتبار صحبت کنم همون کیفیت سازنده ، ارزشی که برای اعتبارش قائله ، مارکش یا Brand خودش ببینید ، یه کارخونه که خودش جنساش رو نمی زنه ، رئیس و صاحب کارخونه و فکر پشت اون کارخونه از دستگاه هاش استفاده می کنن جنس ها خودشون نمی رن تو مغازه ، صاحب مغازه می بره زیتون پرورده رو با گردو درست می کنن ، از دو تا مغازه خرید کردم یکی دست ساز بود ، اون یکی مارک داشت ، اسم مارکش بود CHIKA هر دو از گلپر به جای گردو استفاده کرده بودن خوب من از این به بعد از مارک جیکا خرید نمی کنم ، این Brand اعتبارش رو نشون داد SONY اصل ، NOKIA اصل ، بستنی میهن ، ... اعتبارهاشون رو حفظ کردن ، براشون مهم بود مشتریشون ، کلاش نبودن من به این خاطر می گم تضمینی ندارم برای حرفام چون نمی خوام ادای راهنمایی رو در بیارم که نیستم اعتبارم پیش تو برام مهمه اینم بخون ، جالبه : قانون مرد ساندویچ فروش Sandwich Man Law + این ها فکرهای پنجشنبه هفدهم دی 1388 18:44 آدمی هست که دوستتون داره بعضی مسئله ها هستن ، بعضی موضوع ها بهشون می گن بغرنج من بهشون می گم مخصوص اون مسئله ها جاهایی دارن ، تپه هایی ، که نیاز دارن وقت بیشتری براشون بزاری سمج تر باشی ، اون مسئله ها مثل قصرهایی می مونن که نفوذ بهشون سخت تره و مطالب پشت در قصرشون ارزشمند تره چون دسترسی بهش سخت تره فقط باید وقت بیشتری براشون بزاری پشت مسئله های بغرنج یه وضوح و سادگی منتظرته ، از اول سختشون نترس برو ، ردشون کن ، خسته ات نکنن ، برو ، ردشون کن ، پشت بغرنجیشون یه طلوعه + این ها فکرهای یکشنبه سیزدهم دی 1388 13:50 آدمی هست که دوستتون داره هر آدم یه سری خصوصیات داره ، بعضی هاش مشترک و بعضی هاش هم مختص خودش در ظاهرش و در غیر ظاهرش در دیدنی هاش و غیر دیدنی هاش ، رفتارش و ... همه رو هم میشه مختصات اون آدم خاص مثل ستاره ها توی آسمون ، مختصات قابل تغییر هست اگر فرد بخواد ، خدا این قابلیت رو برای آدم ها فعال کرده + این ها فکرهای پنجشنبه دهم دی 1388 21:37 آدمی هست که دوستتون داره به نظرم مسئولیت و مزایا باید متناسب باشن بار و مزد متناسب باشن بعضی ها رو دوست دارم ، هیچ مزدی نمی خوام ، فقط بوشون ، بوشون افق هاشون + این ها فکرهای سه شنبه هشتم دی 1388 23:46 آدمی هست که دوستتون داره
اگر ما صورت سوال ها رو داشته باشیم می تونیم حل کنیم تو چالش هایی که پیش میاد ( همونی که بهش میگن مشکل ها ) صورت سوال ها رو نداریم که راه ها روشن نیست ( میگن سر در گمه ) مثلا یه صورت سوال اینکه اصلا چی می خواهیم ، مقصدمون چیه که به سمتش بریم یه ابری از خواسته هامون داشته باشیم اونطوری مرزها واضح تر میشه + این ها فکرهای سه شنبه هشتم دی 1388 5:16 آدمی هست که دوستتون داره عامل های مساعد رشد قارچ های سمی و علف های هرز رو از زمینات حذف کن به جای اینکه بعد از رشد اونها بخوای بچینیشون نزار پل ساخته شه ، تا بخوای بعد از ساخت خرابش کنی + این ها فکرهای پنجشنبه سوم دی 1388 14:45 آدمی هست که دوستتون داره
بازارها مغازه زیاده مغازه اونجاییه که جنس می فروشن ( جنس می تونه هر چیزی باشه : فکر ، اطلاعات ، غذا ، میوه .... ) مغازه ها در هم هستن و خوب و بد جدا نیستن معمولا بعضی مغازه ها دارن جنس های بد میدن هر جنسی جلوی دستت بود جنس خوب نیست تو برو جنس خوب رو از مغازه خوب بگیر اونی که جنس خوبتو داره مغازه دارا وقتی جنسشون بده بیشترشون خیلی اصرار دارن که بگن همه جنسا اینطوریه و این یه مشکل همگانیه + این ها فکرهای پنجشنبه سوم دی 1388 13:30 آدمی هست که دوستتون داره
خدا آدم رو نیافرید برای بازی های برنده و بازنده اون کنارمونه تا رشدمون بده ، یه امتحان گیرنده نیست یه دوست خوب ، راهنمای روشنه ، امتحان گیرنده نیست مهربونه ، معلمه ، کنار آدمه با اون همه بزرگیش آدم رو که به ابتلا میندازه برای این نیست که امتحان کنه و به نتیجه ای برای خودش برسه این ابتلا از سر اذیت کردن نیست ، غرض نداره ، بیکار نیست ، مشکلی نداره آدم تو ابتلا راه خوب رو نره اون دست نمی زنه ، بیکار نیست تجربه ای هست برای تو تو رو به ابتلا می اندازه ، برات گردنه و پیچ و عقبه می زاره .... تا شاید از اونا بگذری ،چون وقتی ازشون گذشتی ساخته تر شدی می شی یه چیز خوب برای خودت ، زندگی فاصله بین تو و خودته فاصله از پایین تپه است تا بالاش آخه می دونی اونقدر دوستت داره می خواد تو خودت خودتو به دست بیاری همه اش برای خودت یه بسته کامل عالی بی انتها برای خودت تو ، عالی ، مثل خودش او هیچ غرض بدی نداره ، هیچ ، می شناسمش ، انقدر خوبه که اگر بشناسیش می فهمی چی می گم این فکرا اشتباهه بعضی ها در موردش می کنن به همه آدمای شرافتمند ، کوچیک ، بزرگ ، بچه ، زن ، مرد ... به همه قسم اگر بشناسیش گریه ات می گیره انقدر که خوب و مهربونه ، تاب نمیاری گریه نکنی حتی اگه ... می شناسیش خدا رو ؟ : داستان آهوی مهربون و موسی ( نقل مطلب ) + این ها فکرهای پنجشنبه سوم دی 1388 13:2 آدمی هست که دوستتون داره
در مورد سرمایه هاست راننده 5 نفر سوار می کنه فکر می کنه در نهایت بیشتر درمیاره اما حواسش نیست زمان هم سرمایشه تو اون زمان که صبر می کنه شاید چند بار با 4 نفر بره برگرده تو اون خط خاص همه سرمایه ها هستن ، ماشینش ، خودش ، زمانش و ... + این ها فکرهای پنجشنبه سوم دی 1388 12:51 آدمی هست که دوستتون داره من برای انجام هر کاری اول صورت مسئله رو پیدا می کنیم وقتی صورت مسئله رو دارم و سوال رو اطلاعات به دست میارم پردازششون می کنم ، معمولا اطلاعات جدیدی نیازه و تا جایی که طرح کامل شه این پردازش و نیاز به اطلاعات جدید ممکنه چند بار تکرار شه ، سوال های جدید بیاد و در نهایت کار انجام میشه از یه سری ابر مبهم به تصاویر واضح می رسم چطور مقصد رو ندونم و حرکت رو شروع کنم ، حداقل ابری از مقصدم داشته باشم + این ها فکرهای پنجشنبه سوم دی 1388 0:11 آدمی هست که دوستتون داره خیلی جالبه دنبال اطلاعاتی می گشتم تو مغازه A باید می بود تو مغازه K بود این بازارا جالبن ، اگر جنسی که خواستی اونجایی که فکر می کردی نبود بگرد یه بازار دیگه داره + این ها فکرهای دوشنبه سی ام آذر 1388 5:0 آدمی هست که دوستتون داره برای اینکه یه چیزیو برداری اول باید بدونی می خوای چی رو برداری + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 18:35 آدمی هست که دوستتون داره
صبح ها حدود ساعت 4 بیدار میشه نمازاشو اول وقت می خونه تنبلی ، ... نداره ، وقتشو هدر نمی ده افسار انداخته به خودش ، تنبلی و .. مهار شده فکرش رو روشن کرده تا به اینجا اومده از چاله چوله ها رسیده به اینجا ، از پیچ ها رد شده وقتی ظهر میشه 1 روز زندگی کرده غذاهای سبک می خوره خوابش نگیره ، غذاهای طبیعی ، میوه ، شیر ... چون افسار انداخته و سوار خودشه راحته سواری اگر افسارو از دست بده سواری میده افسار انداختن به این معنی نیست که چیزی رو اذیت کنی افسارو یه عاقل میندازه که سواریش راحت شه ، نه بیشتر کم خرد خودشو آزار میده + این ها فکرهای یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 5:29 آدمی هست که دوستتون داره پادشاهی ماموراشو فرستاده بود زیر زیرکی یه کارایی انجام بدن بعدش یه نفر اومد بررسی کنه تو بررسی هاش به این نتیجه رسید عامل ماموران اما حواسش نبود مامورا دستور می گیرن عامل پادشاهه قضیه هورمونا تو رفتار هم همینه ، مامورن ، عامل نیستن این نظر منه + این ها فکرهای یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 5:22 آدمی هست که دوستتون داره به نظرم احتیاج و نداشتن ابزار خلاقیت میاره برای ابزارسازی + این ها فکرهای جمعه بیستم آذر 1388 22:17 آدمی هست که دوستتون داره خواستم حسی رو حمل کنم تو کلمه ها
بعد دیدم زبون فارسی اینجا نسبت به انگلیسی ضعیفه انگلیسی صفت رو قبل از اسم میاره و این جالبه تو فارسی اگر بخواهی دقیقا همون معنی رو بدی باید صفت رو بعد اسم بیاری وقتی تو انگلیسی يا زبونايي كه مثل اون صفت رو قبل از اسم ميارن ، صفت ها رو اول می گه مثل کشیدن یه خونه می مونه که یهو درشو باز می کنه اما تو فارسی اول می بردت تو خونه بعد می کشیدش وقتی میگه beautiful beautiful منتظري بشنوي چي انقدر قشنگه اما تو فارسي يا زبونايي كه اسم اول مياد وقتي اسم رو ميگه ديگه مي دوني كيه يا چيه من بعضی اوقات روش توصیفی انگلیسی رو می پسندم beautiful,beautiful sand شن های زیبا ، .... می بینی ، مانور روی صفت بیشتره ، اینجا رو قشنگ کار کردن + این ها فکرهای پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 1:18 آدمی هست که دوستتون داره با موضوع کنار بیا بعضی اوقات هست یه اتفاقی میفته یه
جورایی خوشایندت نیست مثلا یه آدمی سرت کلاه میزاره یا ازت سو
استفاده می کنه با موضوع کنار بیا می دونی اگر واقعیتشو قبول نکنی اذیتت می کنه مثلا به خودت بگو اون اومد اینکارو کرد
و .... من گولشو خوردم اینطوری وقتی واقعیت رو قبول کردی شرایط
رو درست دیدی و چون درست دیدی می تونی یه تدبیری
اتخاذ کنی که دفعه بعد گول نخوری علاوه بر اینکه موضوع برات ابهام نداره
که چی هست ، یه اتاقیه که توشو دیدی شیشه هاش مه نداره ، ناشناخته نیست ،
جعبه ای هست که بازش کردی + این ها فکرهای چهارشنبه هجدهم آذر 1388 9:40 آدمی هست که دوستتون داره بعضی آدما آدمای بدی نیستن و نیبت هاشون تو حیطه دانشی که دارن بد نیست اما ساختار فکرهاشون مشکل داره و سالم
نیست پیشنهادهاشون رو گوش نکن ممکنه برادرت باشه یا پدرت یا .... + این ها فکرهای سه شنبه هفدهم آذر 1388 16:12 آدمی هست که دوستتون داره
از دست دادن عملکردها یکی از راه های کشف عملکردهاست مثلا می خواهیم ببینیم اگر سوسک نبود چی میشد حذفش می کنیم تو یه منطقه تست ( اگر بتونیم ) ببینیم عملکردهای تغییر کرده بر اثر حذف عملکردهای سوسک چی بود اون موقع می فهمیم عملکردش رو ما به حق کسی تجاوز نمی کنیم چون چنین کارهایی دور از شان ماست و البته حق ما نیست + این ها فکرهای دوشنبه شانزدهم آذر 1388 23:49 آدمی هست که دوستتون داره بعضی اوقات دو تا چیز اکثر اوقات با هم هستن فرض کن یه توپ سیاه و یه توپ سفید توپ سیاه پشت توپ سفید هر موقع توپ سفید میاد بارون هم میاد بعد میگن که دلیل بارون اومدن توپ سفیده در حالی که توپ سیاه اصل هست و توپ سفید یه فرعه که با حذفش باز هم بارون میاد تو این حالت توپ سفید عامل موازیه ، یه رد گم کنیه تو بررسی هات عامل های موازی رو حذف کن شاید بگن رفتار ژنتیکیه ، نمی دونم اما محیط رو در نظر گرفتن ؟ خوب اون بچه بیشترین چیزاییه که می بینه خانواده اش هستن مثل این می مونه به یه پرنده گندم بدی بعد بگی گندم می خوره من به اصالت ساخت معتقدم + این ها فکرهای یکشنبه پانزدهم آذر 1388 0:33 آدمی هست که دوستتون داره خفاش چشمش اون رادار صوتیشه من احساس می کنم این دنیای ما دنیای تعبیرهاست یعنی چشمی که ما داریم اصیل نیست از نسخه اصیل تری برداشته شده میوه ، درخت ، ریشه ، دست ، پا ... این ها همه صورتی از یه نسخه اصلی هستن شاید به این دلیله خدا می گه دست من بالای همه دست هاست دست یعنی عامل اثر به نظر من شاید منظورش اینه در نهایت عامل منم + این ها فکرهای شنبه چهاردهم آذر 1388 16:18 آدمی هست که دوستتون داره مثلا 22 تا کار که هر کدوم 8 بخش داشتن خوب به این نتیجه رسیدم این روش خوبه مثلا تو کارهای بالا 176 بخش داریم وقتی می خوای کار رو انجام بدی هر یک بخش رو کاملا متمرکز تو خودش انجام بده بعد وصل کن نکته اینه که موقع وصل کردن چک کردن و کنترل رو یادت نره ، تو کارهای شلوغ کنترل از اشتباه های محتمل تر نسبت به کارهای با بخش های کوچیکتر جلوگیری می کنه من خودم هر 176 بخش رو کنار هم شروع به تکمیل می کنم و 22 تا کار رو همزمان پیش می برم تا یه رشد خوب داشته باشم همراه با دید کلی ، علاوه بر اینکه تو این روش کار اضافه کمتره ، اشتباه هم کمتره . یعنی تکمیل و رشد از کارهای تک به کار کلی یه رشد هماهنگ داره ، همراه با دید کلی یعنی پرداختنت به کار تکی باشه ، به هر قسمت کاملا متمرکز برس وقتی کار انجام شد ازت نمی پرسن چند روزه تموم شد ، کیفتشو نگاه می کنن آدمای سالم حضرت علی هم گفته : درست انجام دادن کارها البته من فرض کردم تو می خوای کارا رو درست انجام بدی و البته تو کسی هستی که فرمون خودت دستته مطلب مربوط : پشت فرمون بودن + این ها فکرهای شنبه چهاردهم آذر 1388 13:34 آدمی هست که دوستتون داره اول یکم بچش بعدا سر بکش + این ها فکرهای پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 12:43 آدمی هست که دوستتون داره
مثل این می مونه از یه نفر یا چند نفر بخوای نورشو بندازه اونجایی که برات تاریکه هر چی نورش بهتر باشه بهتر می بینی بعد می تونی انتخاب بهتری کنی البته بخوای می تونی همه جوانبشو یه دور بزنی ، این مکعب 6 وجه بیشتر نداره ، شکلایی با جنبه های بیشترم هست + این ها فکرهای چهارشنبه یازدهم آذر 1388 22:4 آدمی هست که دوستتون داره من یه دوستی دارم اسمش صادقه ، منو اون مثل آندره آغاسی و راجر فدرریم می تونیم چشم بسته توپای همو بگیریم می گفت: مثل این می مونه بخوای از تو یه لیوان که هزار تا سوزن توشه یه سوزن خاصو بیرون بیاری این طوری هر چقدر زودتر اون 999 تای دیگه رو بیرون بیاری احتمال زودتر رسیدن به اون یه دونه خاص بیشتره اشتباه ها و شکست های ما اون سوزنان تا برسیم به اون درسته البته اگر راه داشته باشه بسیار مایل نیستیم به این که حتما 999 تا رو بریم ها فقط اینکه اینطوری هم هست و گرنه بدم نمیاد کسی بهم بگه راه روشن رو + این ها فکرهای چهارشنبه چهارم آذر 1388 6:9 آدمی هست که دوستتون داره
مسئله ای روبروته چالشی ( بعضی ها بهش می گن مشکل که من موافق نیستم چون مشکل بار مثبت نداره ) این لحظه یه لحظه خاصه دو نفر دو تا کار کردن اولی تحت تاثیر مسئله قرار نگرفت ، تو اون لحظه خاص رویارویی نزاشت مشکل روش اثر بزاره ، فکرش رو و حسش رو متمرکز کرد و فارغ از اثر مشکل ، برد بیرون اتاق تاثیر اون چالش ، اون طوری فکرش مشغول نبود و درست تر و روشن تر می شد دید ، آخه یکی بهش گفته بود با هم حلش می کنیم و اون قلبش به اون هم گرم بود . با آرامش ، بدون اینکه مسئله روش اثر بزاره انجامش داد . حداکثر تلاشش رو کرد و کم کاری نکرد ، عجله نکرد و کارش رو با کیفیت انجام داد . اگر راهی داشت رفت راهشو و اگر راه نداشت خوب نداشت و حرفی نیست . دومی تنها بود ، تحت اثر جو مسئله قرار گرفت ، مثل کسی شد که خواست دری رو با کلیدی باز کنه ، انقدر تحت اثر جو بود که هزار بار کلید رو برد تو در و انقدر قلبش تند تند زد و ترسید و ... نتونست درو باز کنه . تو اون لحظه خاص فکرش مشغول شد و خوب وقتی مشغوله خوب نمی تونه کار کنه . اگر تحت اثر نمی شد راه رو روشن تر می دید . چطور صورت مسئله رو پیدا کنیم : بعضی اوقات هست ناراحتی و دلیلشو نمی دونی + این ها فکرهای چهارشنبه چهارم آذر 1388 5:52 آدمی هست که دوستتون داره خوب اون موقع ها تو دلیلشو می دونی در واقع فقط به خودت گوش بده اون موقع خودت با خودت صادق باش به خودت بگو برا چی ناراحتی ؟ اون موقع صورت مسئله رو داری برای حل مسئله باید اول صورتشو داشته باشیم ، درسته ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه چهارم آذر 1388 5:43 آدمی هست که دوستتون داره
ممکنه من کسی رو دوست داشته باشم اما توجه بشه که ... + این ها فکرهای دوشنبه دوم آذر 1388 5:36 آدمی هست که دوستتون داره می دونی بعضی آدما مثل ستاره ها برام می درخشن برق دارن برام مهم این نیست که آیا واقعا این طور هستن یا نه ، و من نمی خوام به کسی ایده ها رو تحمیل کنم و قصدی ندارم اما برای خودم این حق رو قائلم تو فکرم و تو چشمام و تو دنیای خودم ستاره هام رو داشته باشم ستاره های من : + این ها فکرهای دوشنبه دوم آذر 1388 5:1 آدمی هست که دوستتون داره روح برام جالبه سیاله ثابت و متغیر انعطاف بی نهایت نیست و هست تخیل آیا باید ثابتش کنیم این سیال رو ؟ + این ها فکرهای یکشنبه یکم آذر 1388 1:15 آدمی هست که دوستتون داره
معمولا مشکلای کارا آخراش در میاد یه فاصله بزار آخر کارا برای مشکلای احتمالی + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آبان 1388 11:16 آدمی هست که دوستتون داره
بیشتر از اون وسواسه کمتر از اون کم توجهی + این ها فکرهای جمعه بیست و نهم آبان 1388 10:56 آدمی هست که دوستتون داره
یه اشتباهی که میشه این بود که فکر می کردن وقتی دین میاد دیگه نباید فکر بشه فکر تعطیل نه ، راهنماست ، مکمله ، حصار امنه ، نوسانگیره ، کمک کننده است اما قرار نیست جای فکر رو بگیره قرار نیست جای کنجکاوی و حس کشف و ... بگیره ، قرار نیست وقتی دین اومد تنبلی بیاد کی خدا گفت فکر نکنن ، کی گفت تنبلی ، کی گفت کشف نکنن و از لذت کشف ناشناخته ها منعشون کرد؟ کی گفت فکر نکنن ؟ کی گفت خودشون نباشن ؟ حضرت محمد میگه یک ساعت فکر کردن بهتر از 70 سال عبادت حضرت علی میگه دینی که فکری توش نباشه خیری نیست توش اصلا من آدم مذهبی ای نیستم عقلم میگه ، مگه بدون فکر هم میشه کارها رو انجام داد؟ فکر کردن رو دوست دارم ، باعث میشه تازه شم ، رشد کنم ، تازه بمونم فکره که منو تازه نگه می داره ، روزا اگر 24000 ساعت بودن دوست داشتم دوباره فکر کنم + این ها فکرهای سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 6:32 آدمی هست که دوستتون داره هر موردی یه مورد خاصه ، شرایط خودش رو داره ، تو موقعیت خودشه اگر دو تا مورد شبیه هم هستن ، تو موقعیت خودشون هستن و در دو حالت مجزایی که دارن تو یه موقعیت واقع شدن البته چیزها از روی نسخه های اصلی ای برداشته شدن امور متشابه هستن و میشه از چیزهایی که می دونیم به چیزهایی که نمی دونیم استدلال کنیم + این ها فکرهای دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 15:23 آدمی هست که دوستتون داره اول خودمو درست می کنم اول خودمو بعد بقیه چیزایی که باید درست بشن + این ها فکرهای جمعه بیست و دوم آبان 1388 2:6 آدمی هست که دوستتون داره می احتیاج به دانا بودن به چی داشتم دانایی به این که نادونم + این ها فکرهای سه شنبه نوزدهم آبان 1388 1:3 آدمی هست که دوستتون داره
آدم ها بسته های ایده آل بودن یا خراب و غیر ایده آل بودن نیستن بیا درست ببینیم کسی بی عیب نیست ، کسی هم همش عیب نیست یا حداقل کمه این حالت بیاییم واقعی ببینیم اما می دونی راه هایی هست برای بی عیب به نظر رسیدن مثل جدال نکردن ، بیش از حد نیاز صحبت نکردن نماز چیز عجیبیه ، یه نفری که نماز می خونه درست ، یهو می بینی ا ... نمی دونم این چیه آدما رو اینطوری می کنه + این ها فکرهای دوشنبه هجدهم آبان 1388 21:30 آدمی هست که دوستتون داره کسی که روشن نبودنش کمتره بهتر می بینه + این ها فکرهای شنبه شانزدهم آبان 1388 3:5 آدمی هست که دوستتون داره باید ببینیم عاملا چی هستن اون ها رو تغییر بدیم نیاییم اثرها رو پاک کنیم فقط اگر یه بدن جوش زد یعنی یه جایی عفونت داره نیاییم جوش ها رو بکنیم چون دوباره در میاد ببینیم کجا یا کجاها چه عاملایی عفونت رو ساختن اونا رو کم یا حذف کنیم عمیق ترین عفونت ها با چشم و زیر میکروسکوپ دیده نمیشن درد بی درمون نداریم + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آبان 1388 4:48 آدمی هست که دوستتون داره
که بعد از بعضی ها به دنیا میان و فرصت لمس و درک فکرها و حس هاشون رو دارن و تقاطع رو به وجود میاره از بودن پدر و مادرم ممنونم از خدا و لطف خدا شامل حالم بود که بعضی ها رو دیدم حضرت علی که مرد شماره یک منه حضرت محمد که عزیز دلمه استاد مکانیک خاکمون که ذهنم رو به ساختار آورد با استیل فکری و ایده های درستش که الهام بخش بود برام نمی دونم چرا فکر می کنن مذهبی ام . اگر از دین خبری هم نبود من این دو نفر و تمام آدمای خوب رو دوست داشتم . اسمشون رو بزار مثلث ، مربع ، دایره ، من اون رفتارا ، اون حالت های حسی ، اون فکرای درست ، اون حسای قشنگشونو دوست دارم . نفس های روحمو تازه می کنن . باغ های قلبمو سبز می کنن . زنده باد همه شما می دونی برخورد نزدیک یه چیز دیگه است + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آبان 1388 3:5 آدمی هست که دوستتون داره آدمایی که کسایی که بلد نیستن به آدما تو صحبت کردن و رفتارشون احترام بزارن رابطه های درست رو بلد نیستن خودشون رو از رابطه های بهتر و آدمای بهتر محروم می کنن محروم می کنن به خدا همینه + این ها فکرهای چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 0:2 آدمی هست که دوستتون داره
تو زندگی چیزهایی رو دیدم تو جاهای خودشون درست بودن از بیرون یه جور بودن از تو یه جور دیگه این نوع درک رو اختراع کردم برای خودم اسمش رو گذاشتم درک لایه ای من خیلی کم به خوندن این جور کتاب های بی ماجرایی که می نویسن علاقه دارم ، کتابایی که ماجرا ندارن و سوال نمیارن تو سرت ، بیشتر محیط رو مطالعه می کنم از خودش با بیل طلاییم زمین هاش رو می کنم و گنج هاش رو میارم بیرون ، بیل طلاییم رو خدام بهم داده می دونی البته ایده های باهوشا رو خیلی دقیق گوش می کنم ، ایده هاشون الهام بخشه ، از ایده هاشون برداشت های مجرد می کنم برات توضیح میدم درک لایه ای رو ان شا... ، سرم این روزا خیلی شلوغه + این ها فکرهای دوشنبه یازدهم آبان 1388 17:17 آدمی هست که دوستتون داره
بودن هیچ آدمی حالم رو بهتر نمی کنه و بالعکس نبودن هیچ آدمی حالم رو بدتر نمی کنه و بالعکس خیلی ها رو دوست دارم اما وابسته به هیچکدومشون نیستم و نیازی ندارم بهشون جسمم مرکبه اما خودم واحدم از دیدگاه عامل بودن بررسی شون کردم چون هیچ کدوم عامل اثر نیستن اگر از یه دیدگاه دیگه هم بررسی کنیم بد نیست حال آدم بی نیاز باشه و نخی نداشته به عامل دیگه مثل یه کشور مستقل و قشنگ میشه + این ها فکرهای دوشنبه یازدهم آبان 1388 0:11 آدمی هست که دوستتون داره
اگه من قراره کار یه نجار رو بگیرم و بسنجم باید نجار تر از اون باشم بدیهی و کاملا بدیهی هست سنجنده باید ورزیده تر و آشنا به کار تر و چاله چوله دیده تر از کسی باشه که قراره کارش رو بسنجه اگر جایی جوری بشه که مثلا من کارم رو به کسی بدم که بسنجه که اون شخص کمتر از من آشنا به کاره اونجا کارها مثل بچه هایی میشن که بعد دنیا اومدن ول میشن چی میشن ؟ بچه هایی واقعا بی سرپرست + این ها فکرهای یکشنبه دهم آبان 1388 22:25 آدمی هست که دوستتون داره تو محیط های نسبی وقتی می خواهیم به موقعیتی بریم اول موقعیت الانمون رو باید
بدونیم محیط های نسبی محیط هایی هستن که موقعیت
ها به هم نسبت هایی دارن + این ها فکرهای شنبه نهم آبان 1388 20:56 آدمی هست که دوستتون داره برای اینکه کاری رو راحت انجام بدیم اول باید روش و واضح باشه برامون روشن و واضح با مرزهای روشن مثل یه
تصویر واضح که می خواهیم چی کار کنیم روشن و واضح این در صورتی هست که تو بخوای کار رو
انجام بدی + این ها فکرهای شنبه نهم آبان 1388 20:54 آدمی هست که دوستتون داره اتفاقا اونطوری اتفاق می افتن که می افتن و یک جور اتفاق می افتن ( البته تو سیستم روزمره ) کاری ندارن ما در موردشون چی فکر می کنیم یا چی انتظار داریم بهتره واقعیت هایی که با اتفاق افتادنشون خودشون رو اثبات می کنن رو بفهمیم اون یک جوری که رخ میدن روندهاشون رو اینکه چرا اتفاق افتادن و برای ارضای چه عاملی رخ دادن وقتی ساخت رو بفهمیم و روندها رو رفتار ، قابل پیش بینیه همون پنجره شکار ، یادته ؟ + این ها فکرهای پنجشنبه هفتم آبان 1388 19:13 آدمی هست که دوستتون داره چیزهای غیر ایده آل رو ایده آل نبین وگرنه وقتی با واقعیت مواجه میشی با غیر ایده آل بودن چیزی که ایده آل در نظر گرفتی شکه میشی از همون اول غیر ایده آل رو غیر ایده آل ببین واقعی اینطوری شکه نمیشی آدما غیر ایده آل هستن واقعیت رو قبول کن هر چند راه هایی هست برای ... + این ها فکرهای دوشنبه چهارم آبان 1388 17:23 آدمی هست که دوستتون داره اگر بهت گفت اون پا چلاقه بکنش بهش بگو اول یه پای بهتر بده بعد بگو بکنم میگن اون بده ، خوب بهترو بده یا راه به دست آوردنش رو بهم نشون بده ، باشه من می زارم کنار بهتر تو رو می زارم بجاش تازه اون چه آدم خوبیه ، بهتر رو هم بهمون نشون میده بریم دنبالش بزاریم به جای این چلاقه + این ها فکرهای دوشنبه چهارم آبان 1388 1:25 آدمی هست که دوستتون داره مثل یه دروغگوی زیباست که مراقب مردم کشورشه و اون یکی مثل یه نادون که با مردم کشورش هم خوب نیست چون نادونه و دروغگوی زیبا رو مسخره می کنه به نادونی هر دو می تونن درست شن اشتباه یکی باعث نمیشه اشتباه اون یکی اشتباه نشه + این ها فکرهای یکشنبه سوم آبان 1388 23:11 آدمی هست که دوستتون داره اگه کارش رو اشتباه انجام بده کسی نمی فهمه چون بالایی اش کمتر از اون می فهمه تو جاهایی که نادونا بالای کارهان اینطوری میشه + این ها فکرهای شنبه دوم آبان 1388 13:40 آدمی هست که دوستتون داره
اخیرا از محیط به من چیزی رسید و حسی رو در من ایجاد کرد خوابیدم و تو رویام چیزی دیدم تعبیر رویام رو دیدم همون چیزی بود که تو بیداری بهش رسیده بودم احساس می کنم هورمون ها این وسط یه کارهایی می کنن یه هورمونی تو بیداری بود که اثرش رو تو خواب اونطور گذاشت ، خواب شد تعبیر بیداری به زبون خواب یک بار هم وقتی کار خطیری پیش اومد و بر اومدم دیدم دارم دوچرخه سواری می کنم تو خواب + این ها فکرهای شنبه دوم آبان 1388 7:14 آدمی هست که دوستتون داره
زندگی منظره است تو همه لایه هاش ؟ چیز ناخواسته اثرش رو منفی می کنه زگیل کوچولو اما نزدیک ، چون ناخواسته است بزرگه اما دورش کوچیکه مشکل هم همینطور ، وقتی دچارشی بزرگه وقتی دوری کوچیک بوی بد ، وقتی هست کمش هم زیاد به نظر می رسه ، حداقل زیادتر از بوی خوب هم اندازش کوه وقتی روشی بزرگیش معلوم نیست و از دور بزرگیش معلومه آدمای بزرگم وقتی باهاشونی نمی فهمی وقتی نیستن و دورن می فهمی نمی دونم چرا احساس می کنم بیشتر باید روی نور کار کنیم . منظره رو نور میده + این ها فکرهای پنجشنبه سی ام مهر 1388 2:53 آدمی هست که دوستتون داره تاکید زیادی رو این دارم چیزایی مثل شانس و چشم زدن حذف بشه شانس میاد جای چیز دیگه رو می گیره که جاش اونجا نیست عامل چیزی میشه که عاملش نیست اتفاق ها عواملی دارن اشتباه های ما ، روندهای واقعی باعث حوادث میشن شانس وجود نداره پذیرفتن شانس و ... به عنوان عامل حوادث باعث میشه که واقعیت رو نبینیم واقعیت خودش رو تکرار می کنه و ما نشناختیمش و به جاش شانس رو گذاشتیم + این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم مهر 1388 17:58 آدمی هست که دوستتون داره
بزرگترین کاری که یه پدر و مادر می تونن بکنن به نظر من اینه که به بچه شون تربیت درست رو عرضه کنن این نظر شخص منه + این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم مهر 1388 2:26 آدمی هست که دوستتون داره چرا آدما پیر می شن بعد جوونی ؟ + این ها فکرهای شنبه بیست و پنجم مهر 1388 1:4 آدمی هست که دوستتون داره ایده آل دیدن اینه که چیزها رو واقعی ببینیم یه ستونی که 2 کیلو تحمل می کنه رو 4 کیلویی نبینیم ایده آل دیدن اینه که غیر ایده آل ها رو غیر ایده آل ببینیم نخواهیم خواسته هامون رو به چیزهایی نسبت بدیم که برآورده کننده نیستن همه چیز رو همونطور ببینیم که هست نه اونطور که می خواهیم ، نه اونطور که میگن ، نه اونطور که فکر می کنیم + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 22:22 آدمی هست که دوستتون داره
|